السيد الطباطبائي
192
نقدهاى علامه طباطبائى بر علامه مجلسى ( حواشى بر بحار الانوار ) ( فارسى )
ترجم حديث : هشام ابن حكم مى گويد : ابن ابى العوجاء « 1 » به مجلس امام صادق ( ع ) وارد شد . امام به او گفت : اى ابن ابى العوجاء ! تو مصنوع هستى يا غير مصنوع ؟ - ؟ گفت : مصنوع نيستم . امام ( ع ) گفت : اگر مصنوع بودى چگونه مى بودى ؟ ابن ابى العوجاء پاسخى نيافت و بر خاست و رفت . ترجمه سخن علامه مجلسى ( ره ) : بيان : چون تصديق وجود صانع متعال ضرورى ( بديهى غير قابل انكار ) است ، امام ( ع ) او را متنبّه كرد كه عقل به طور بديهى حكم مىكند كه بايد فرقى ميان مصنوع و غير مصنوع باشد ، و در وجود تو هم ويژگى هاى مصنوع ها هست . پس چگونه مصنوع نيستى ؟ ترجمه سخن علامه طباطبائى ( ره ) : اين روايت در جهت تنبّه كه مجلسى گفته ، نيست . بل در جهت الزام ابن ابى العوجاء با « ترجيح بلامرجّح » است . زيرا گزينش او مبنى بر « عدم مصنوعيت خويش » در حالى كه مصنوعيتش جايز است ، سخن بى دليل است . بررسى : 1 - مجلسى ( ره ) با سه مقدمه به يك نتيجه مى رسد : يك : وجود خداوند متعال ضرورى است ، يعنى براى همگان بديهى و غير قابل انكار است .
--> ( 1 ) - از زَنديقان معروف آن زمان . - زنديق / زَنديك : سال ها پيش در برخى از نوشته ها توضيح داده ام كه زنديك يك كلمه فارسى است ؛ زند از كتاب هاى اقمارى اوستا است . كسانى در ايران پيدا مى شدند كه با تمسك به زند خود اوستا را نقد مى كردند . پسوند « يك » همان است كه مثلًا در كلمه « تاريك » نيز هست ؛ تار يعنى بى نور و تاريك يعنى چيزى كه بى نور است . زنديك يعنى كسى كه زند گرا است . همين طور است پسوند « يز » - ايك ، ايز - كه در همه زبان هاى آريائى هستند . پاك يعنى تميز و پاكيزه يعنى تميز شده ، داراى صفت تميز . استرليزه ، پاستوريزه و . . . در جامعه اسلامى ، به كسانى كه اسلام را با قيافه علمى رد مى كردند ، زنديق ، مى گفتند .